یادی از نویسنده‌ای ماندگار همزمان با روز ادبیات کودک و نوجوان مروری بر بیانات مقام معظم رهبری در مورد مهدی آذریزدی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای دو سال پیش از درگذشت مهدی آذریزدی در دیدار با نخبگان استان یزد، در حضور این نویسنده سرشناس و اثرگذار ادبیات کودک و نوجوان از وی تمجید کرد.

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، هجدهم تیرماه هر سال مصادف است با سالروز درگذشت مهدی آذریزدی نویسنده سرشناس و ماندگار کودک و نوجوان کشور. شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال ۱۳۹۲ و بنابر پیشنهاد شورای فرهنگ عمومی ۱۸ تیرماه را به عنوان روز ادبیات کودک و نوجوان اعلام کرد. این روز فرصت مناسبی برای آشنا کردن کودکان با کتاب و بهانه‌ای برای ورود کتاب به زندگانی کودکان است.

حضرت امام خامنه‌ای(مدظله العالی) مقام معظم رهبری پیش از این در پانزدهم دی‌ماه ۱۳۸۶ در دیدار با نخبگان استان یزد، در بخشی از صحبت‌هایشان در حضور مهدی آذر یزدی فرموده بودند: «نکته‌ی دوم در مورد آقای آذر یزدی است که الان اطلاع دادند ایشان در این جلسه نشسته‌اند و ظاهراً بیمار هم بودند و با حال بیماری زحمت کشیده‌اند و آمده‌اند. من چندی پیش در یک برنامه‌ی تلویزیونی دیدم که از ایشان تجلیل کرده بودند. من با اینکه وقتم هم کم است، از وقتی تلویزیون را روشن کردم و دیدم که از ایشان دارد تجلیل می شود، پای آن برنامه نشستم، صحبت های خود ایشان را هم گوش کردم. ایشان در آنجا می گفتند که در طول آن سال های پیش از انقلاب هیچکس کمترین تشکری، تقدیری از این مرد زحمتکش و خدوم نکرده.»

معظم‌له در ادامه یادآور شدند: «آن برنامه را که من دیدم، نکته‌ای در ذهنم بود و دلم خواست که آن را یک وقتی به ایشان بگویم، فکر می کردم دیگر امکان ندارد و عملی نیست؛ کجا حالا ما آقای آذر یزدی را زیارت کنیم! حالا تصادفاً امشب ایشان اینجا هستند. آن نکته این است که من خودم را از جهت رسیدگی به فرزندانم، بخشی مدیون این مرد و کتاب این مرد می دانم.»

مقام معظم رهبری با اشاره به کتاب «قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب» فرمودند: «آنوقتی که کتاب ایشان درآمد - اول هم به نظرم دو جلد، سه جلد، تا آنوقتی که من اطلاع پیدا کردم، از این کتاب درآمده بود؛ «قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب» - من رفتم تورق کردم. بچه‌های ما داشتند به دوران مُراهقی - یعنی نزدیکی به بلوغ - می رسیدند، دوره هم دوره‌ی طاغوت بود و همه‌ی عوامل در جهت گمره‌سازی ذهن و دل جوان حرکت می کرد. من دلم می خواست چیزی باشد که جوان های ما با او هدایت شوند و جاذبه هم داشته باشد. خب، کتاب خوب که خیلی بود. بنده فهرست پیشنهادی کتاب می نوشتم و بین جوان های دانشجو و دانش‌آموزهای سطوح بالای دبیرستان ها پخش می شد، اما برای بچه‌های کوچک، دستمان خالی بود، تا اینکه کتاب ایشان را من پیدا کردم. نگاه کردم دیدم این از جهات متعددی، از دو سه جهت، همان چیزی است که من دنبالش می گردم. به نظرم دو جلد یا سه جلد آنوقت چاپ شده بود، خریدم. بعد هم دنبالش گشتم تا اینکه جلد پنجم به نظرم یا ششم - حالا درست نمی دانم، یادم نیست - درآمد؛ بتدریج چاپ شد و من رفتم تهیه کردم و برای فرزندانم خریدم. نه فقط فرزندان، بلکه در سطح شعاع ارتباطات فامیلی و دوستانه، هرجا دستم رسید و فرزندی داشتند که مناسب بود با این قضیه، این کتاب ایشان را معرفی کردم.»

ایشان در ادامه خاطرنشان کردند: «خواستم این حق‌شناسی را من به نوبه‌ی خود کرده باشم. ایشان یک خلأیی را در یک برهه‌ی از زمان برای زنجیره‌ی طولانی فرهنگی این کشور پر کردند. این کار، باارزش است. خداوند از شما - آقای مهدی آذر یزدی! - این خدمت را قبول کند و مأجور باشید. این ستایش های زبانی و اینها، اجر کارهائی که با اخلاص انجام گرفته باشد، نمی شود؛ اجر کار مخلصانه را خدا باید بدهد و خدا هم خواهد داد.»

بيشتر
 [PageVisit]